سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

222

تاريخ ايران ( فارسى )

پادشاه هخامنشى در حال جدال با دو شير ( مهر استوانه‌اى در موزهء بريطانيائى ) فصل پانزدهم احوال ايرانيان قديم و عادات و زبان و معمارى آنها بربرها ( يعنى بيگانگان ) چندين بار بر نيزه‌هاى يونانيان دست‌يافته و آنها را شكستند چه پارسيان در تهور و جسارت و روح سلحشورى هيچ دست‌كمى از يونانيها نداشتند . « هرودوت » آن ستونهاى سنگى سياه رنگ كه روزگارى بفرمان جمشيد در استخر ساخته شد تا كاخ او را برپا نگاه بدارند اكنون در ميان پلكانهاى شكسته پهلوى كوه بر خاك افتاده‌اند . « ماتيو آرنلد » مردانگى ايرانيان در اثناى مسافرتهاى خودم در ايران مكرر اتفاق افتاده است كه به ابه‌هائى مشتمل برده دوازده سياه چادر از پشم بز واقع در دره هاى وسيع برخوردم و اهل آن ابه‌ها كه معاش ايشان بسته به گاو و رمه است از قديم الايام مجبور بوده و هستند كه براى تحصيل مرتع و علف‌زار كه در آن اراضى كم‌باران داراى علوفهء قليلى است از يك ناحيه بناحيهء ديگر نقل مكان نمايند . در فصل زمستان گاهى از اوقات باوجود محفوظ بودن محل اقامت باز گله‌ها و رمه صدمات عظيمه ميكشند اما چون بهار درميرسد اين ايلات و عشائر به طرف كوهستان ميروند و در تابستان گله‌هاشان را در اماكن مرتفعه ميچرانند و چون فصل خزان ميرسد باز باراضى زمستانى